الشيخ محمد الصادقي الطهراني

71

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

وجهى را برگزيده كه چنان كه گذشت بر خلاف كتاب و سنّت بوده و هرگز گواه علمى و نقلى بر آن ندارد ، وى در ( جلد 10 ص 197 ) تفسير الجواهر گويد : « معنى رتق آسمانها و زمين اينست كه اين‌دو بهم پيوست بودند و روى اين اصل فتق به معنى از هم گسيختن آنها خواهد بود . چنان كه از اروپائيان در اين زمانها بثبوت رسيده ، زيرا آنان گفته‌اند زمين و ساير سيارات منظومهء شمسى بر اثر حركت دورانى سريع خورشيد از آن جدا شده‌اند . و تمامى منظومه‌هاى خورشيدى همينگونه پديد آمده‌اند ، كه بر اثر حركت دورانى خورشيدها حلقه‌هائى از آنان گسسته و تشكيل ستارگانى داده است . و پس از سخنانى ديگر در اين پيرامون نتيجه گرفته است كه :

--> ( بقيه از صفحه قبل ) ( 3 ) آسمان سخت بود و باران نمىباريد و زمين نبات نمىروياند ، و سپس درهاى آسمان بباران و درهاى زمين به نباتات گشوده شد ، از حسن و ابن عباس و بيشتر مفسران و گواه صحت اين قول ذيل آيه استكه : « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » . ( 4 ) ابو مسلم اصفهانى گويد : جايز است كه مراد از فتق پديد آوردن و مقصود از رتق حالت قبل از وجود يعنى حالت عدمى زمين و آسمان باشد ، به اين معنى كه آسمان و زمين از وجود مسدود بودند ، و سپس درب وجود به روى آنها گشوده شد . ( 5 ) زمين و آسمان تاريك بودند ، و سپس پروردگار روز روشن براى آنها آفريد . فخر رازى پس از نقل اقوال فوق به ترتيب : 1 و 2 و 3 را ترجيح داده است . ولى چنان كه تفصيلا گذشت ، وجه اول بر خلاف كتاب و سنت است باينمعنى كه تنها پيوستگى آن دو در حالت مائى بوده كه به صورت ماده نخستين بهم پيوسته بودند و سپس از يكديگر جدا شدند . وجه دوم درست نقطه مقابل وجه اول و موافق كتاب و سنت است . و وجه سوم قدر متيقن از مراحل رتق و فتق مىباشد كه ذيل آيه نيز بر آن گواه بوده و رأى ائمهء اهل البيت ( ع ) بر آن استوار است و در وجه ديگر هيچگونه گواهى نداشته و بلكه احاديث مشاراليهاى گذشته با آنها مخالف است .